سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

332

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

نپيوستن مردم مدينه به حسين از اين گفته وى به آنان معلوم مىشود : « اى مردم ! آيا آثار رسول خدا را در سنگ و چوب جست‌وجو مىكنيد و به آن تبرّك مىجوييد ، درحالىكه فرزند عزيز او را ضايع و رها مىكنيد ؟ » « 1 » طبرى هم‌چنين از امتناع گروهى از مردم مدينه از خروج با حسين بن على ، با وجود آن‌كه قبلا وعده يارى داده بودند ، سخن مىگويد : « آن روز حسين بن على بن حسن بن حسن دربارهء كسانى كه وعده يارى دادند مبنى بر اين‌كه نزد وى بيايند ، اما تخلّف كردند ، به اين شعر متمثل شد : من عاذ بالسيف لاقى فرصة عجبا * موتا على عجل او عاشق منتصفا لا تقربوا السهل ان السهل يفسدكم * لن تدركوا المجد حتى تضربوا عنقا « 2 » هركه به شمشير پناه برد ، فرصتى شگفت‌انگيز به دست آرد يا مرگ عاجل به سراغش آيد و يا زندگى باعزت را درك كند . اما شما به راحتى و آسايش مپردازيد كه آسودگى تباهتان سازد ، تا گردنى نزنيد به بزرگى نمىرسيد . » بعضى از پيشوايان علوى نيز از خروج با حسين امتناع ورزيدند كه در پيشاپيش آنان حسن بن جعفر بن حسن بن حسن و امام موسى بن جعفر عليهما السّلام بودند . امام موسى عليه السّلام نزد حسين آمد و به او گفت : « دوست دارم از اين‌كه تو را همراهى نمىكنم ، معذورم دارى و به دل نگيرى ! حسين مدتى سر خود را به زير انداخت و پاسخى نداد ، آن‌گاه سر برداشت و گفت : راحت باش . » و چون حسين آماده ترك مدينه مىشد از موسى بن جعفر عليه السّلام خواست كه او را قدرى همراهى كند ، اما موسى اين خواسته را رد كرد و او را از تظاهر مردمان به يارىاش برحذر داشت و فرمود : « بدان كه تو به تيغ شمشير كشته خواهى شد ، اما اين مردم فاسقانى هستند كه تظاهر به ايمان مىكنند ، ولى در دل منافق و مشرك‌اند . انا للّه و انّا اليه راجعون ! من پاداش شما نزديكان را نزد خداى عزّ و جلّ مىجويم . » « 3 »

--> ( 1 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 448 . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 419 . ( 3 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 447 .